s
پالایش و توانمند سازی ذهن , جسم و احساسات - جسم - ذهن - هیجان - ذهن آگاهی - پاکسازی - توانمند سازی - دکتر محمد عیوضی - نرگس عیوضی - Mind, Body, Emotional, Purification - M.B.E.P - MBEP
۲۹ آبان ۱۳۹۷
صفحه اصلي درباره ما خدمات اخبار مقالات تماس با ما
جستجو

چهار مرحله مرگ عاطفی در روابط زناشویی


مقدمه

زن و شوهری را در نظر بگــیرید که برای شما الگوی یک زوج موفقند.آنها با یــکدیگر رفتار خـوبی دارند و به هم احترام می گذارند و زندگی مالی مستحکمی بنا نهاده اند؛به خواسته های هم ارج می نهند و در نهـایت زوج موفقی به نظر می رسند.این طرز فکر شما،یک روز در حالی که مشغول خوردن شام و گفتگوی خانوادگی هستید به یکباره با شنیدن خـبر جـدایی آن زوج به هم می ریزد.هر چه فکر می کنید نمی توانید علـتی منطقـی برای این اتفاق بیابید.همه گـوشه و زوایـای مغـزتان را می کاویـــد تا نشانه ای دال بر مشکلات زناشویــی آن زوج بیابید.اما به نتیـجه خاصـی نمی رسید.چه اتفاقی می افتد که روابط عاطفی و پیوندهای خانوادگی و اجتماعی از بین می روند و جدایی جای آنها را می گیرد؟حتماً دلیلی هست.ولی ناشناخته تر از آن است که شما به وجودش پی ببرید.

مراحل چهارگانه مرگ عاطفی

زوال و مرگ روابط عاطفی در 4 مرحله اتفاق می افتد:
1- مخالفت
2- رنجش و عصبانیت
3- عدم پذیرش و طرد
4- سرکوبی
در اینجا به سیر و روند این فرایند نابود کننده روابط عاطفی خواهیم پرداخت:

1-مخالفت:

در هر نوع رابطه ای که میان دو انسان شکل می گیرد همیشه درجاتی از مخالفت وجود دارد و تضادهای فکری و رفتاری، جزء طبیعی روابط میان فردی ما را تشکیل می دهند.اما مخالفت می تواند انواع مختلفی داشته باشد که یکی از آنهامخالفت پنهان در برابر مخالفت آشکار است.صحنه ای را در نظر بگیرید که در یک مهمانی خانوادگی بزرگ نشسته اید و همسر شما در حـال تعریـف خـاطـره ای از شما می بـاشد که اصـلاً دوست نــدارید دیگران چـیزی دربـاره آن بـداننـد؛ مضاعــف بر اینکه این چندمـین بـاری است که همسرتـان ایـن داستان را با آب و تاب تعریـف می کند.شما شــروع به خودخوری می کنید یا طوری به وی نگاه می کنید که بفهمد مایل به تعریف داستان توسط وی نیستید.این درجــه خفیفی از مخـالفت است در برابر اینکه شما با صـدای بلنـد وی را از گفتن داستان منـع کنید.راه دیـگری هم وجـود دارد؛سعی می کنید خـود را آدم متمدنی نشان بـدهید که این موضوعات کوچـک برایش مهم نیست و از مـطرح شدن آنها در جمع حتی لذت هم می برد!! اگر کمی به زندگی روزانه خود دقت کنید متوجه می شوید که در زمینه ابراز مخالفت های بجا و به موقع تا چه حد فعال هستید.آیا حفظ ظاهر می کنید و در درون خودخوری؟آیا مستقیماً ناراحتی خود را به شخص مقابل انتقال می دهید؟
بیشتر مردم مخالفت های خود را به بهانه بد جـلوه کردن در نـظر دیـگران ابـراز نمی کنند و تـظاهر می کنند که چنین احسـاسـی نـدارند.آنــچه در اینگونه موارد افـراد به خود می گویند این است"این مساله بزرگی نیست،فراموش کن چرا دردسر درست می کنی؟" در زمینه عاطفی و در زندگی زناشویی این مساله مخالفت به کرات اتفاق می افتد.زیرا تعداد تعاملات میان فردی زوجین خیلی زیادتر از انواع دیگر روابط است و به همـین نسبت احتمال بروز اختلاف میان آنها بیشتر است.اگر مخالفت های کوچک خـود را بیان نکنید و با توجه به تعـداد موارد پیش آمده،از خـیر مطرح کردن آنها بگذرید،این مخالفت های کـوچـک جمع شده و کم کم به علامت هشدار دهنده بعدی یعـنی رنجش و عــصبانیت تبدیل می شود.حال کمی به زنـدگی با شریک عاطفی خود فکر کنید و اتفاقــات هفتـه گذشته را مرور کنید و مواردی را که با همسرتان در زمینه آنها اختـلاف داشتید به یاد آوریـد.طـرز برخورد شما با این اختلافات چگونه بوده است؟ طرز برخورد شما با این مخالفت ها در وهله اول شاخص خوبی برای سلامتی ازدواج شما می باشد.

2-رنجش و عصبانیت:

عصبانیت و رنجش،نوع شدیدتر مخالفت هایی است که روی هم جمع شده اند و به صورت احساس تنفری موقتی ابراز می شود.در این مرحله شما فرد مقابل را سرزنش و ملامت می کنید و فرد مقابل هم عکس العمل نشان می دهد و شما را مورد حمله قرار می دهد.بسیاری از مواقع که سر موضوعی کوچـک و بی ربط، دعوای بزرگی راه می افتد علـت آن را باید در جای دیگر و موضوع دیگری جستجو کنید.از اثرات رنجش و عصبانیت می توان به جدایی عاطفی موقت بین شرکای عاطفی اشاره کرد.عصبانیت با فشار روحـی زیادی همراه است و انرژی زیادی از شما می گیرد.اگر رنـجش و عصبانیت، مدام تکرار شود شما در مقام جلوگیرنده آن، با به درون ریختن این عصبانیت و رنجش و انباشت انرژی منفی بسیار در درونتان پا به مرحله سوم می گذارید.

3-عدم پذیرش و طرد:

بعد از یک دعوای مفصل، در را به هم می کوبید و از منزل خارج می شوید در حالیکه احساس یاس و پوچی سراسر وجودتان را فرا گرفته است. این در حالی است که از جنـجال و دعوا هم خسته اید و منـزل را برای رسیدن به آرامش ترک کرده اید.این مرحله ممکن است به صورت دیگر و در درون منزل اتفاق بیافتد. شما در منزل و زیر یک سقف هستید ولی به یکدیگر بی اعتنایی می کنید و یکدیگر را مورد بی توجهی قرار می دهید.
در واقـع دیگری را هم از دیـده و هم از دل بیـرون می کنید.این مرحله می تواند یک ساعت به طـول بیانجامد ولی ممـکن است تا چند روز و چـند هفتـه هم طـول بـکشد.بیشتر جــدایی ها و طـلاق ها در ایـن مـرحـله اتـفاق می افـتد.این دوره بـحرانی ترین دوره اختـلافات و در حقـیقت زمان به زانو درآمدن آخرین تلاش های عاطفی طرفین برای بـقای زندگی مشترکشان می باشد.
در طرد و عدم پذیرش،آنقدر فشار روحی و تنش زیاد می شود که فرد برای خود فضایی تازه و آرام طلب می کند و بدین گونه از زندگی زناشویی خود عقب نشینی کرده،میدان مبارزه را ترک می کند. در حالی که پیوند های عاطفیش آخرین نفس ها را می کشد اما طرد و عدم پذیرش هم می تواند لاینحل باقی بماند و با تکرار و انباشت در طول یک دوره زمانی، شما را به مرحله نهایی گسست عاطفی تان سوق دهد.

4-سرکوب:

گـوشه ای ساکـت و تنـها و عبـوس نشسته اید و زنـدگی خـود را مـرور می کنید.به زندگی مشترک با همسرتان و تمام زحماتی که برای این زندگی مشترک متحمل شده اید فکر می کنید.تمام لحظات زندگی زناشویی خود و نظرات خانواده و فامیل درباره زندگی تان را از خاطر عبور می دهید و به حرف های آنها بعد از جدایی خود فکر می کنید.
در این لحظه در یک عکس العمل طبیعی، شما نمی خواهید در نظر دیگران آدم شکست خورده ای به نظر برسید پس باید کاری بکنید و همه این زندگی خوب را نجات دهید. به یکباره همه چیز مرتب می شود و کدورت ها از وجودتان رخت می بندد، اینجاست که شما در دام سرکوبی افتادید و همه احساسات منفی و عصبانیت و رنجش و طردهای مدام خود را سرکوب کردید تا آبرویتان حفظ شود و خانواده تان پابرجا بماند. در این لحظات شما با خود می گویید:
"بیشتر از این ارزش جنـگیدن ندارد؛بگذار همه چـیز را فراموش کنم؛ خسته تر از آنم که بتـوانم با موضوع سر و کله بزنم." سرکوبی نوعی احساس کرختی و بی حسی است. شما دیگر احساسات منفی خود را حس نمی کنید اما در مقابل
بـهای بزرگـی می پردازید و دیگر احساسات مثـبت خود را نیز لمس و درک نخواهید کرد. شما از نظر عـاطفی فلــج شده اید و تا پایان عمر،یکنـواخت و بی احساس به نمایش کسالت آور زندگی خود ادامه می دهید.ماسکی از لبـخندها و احـترامات ساختـگی به چـهره می زنید و دیــگر شور و نشـاط سابق را نـدارید زنـدگیتان قابـل پیش بینی و کسل کننده می شود و خستـگی مزمن جسمی به سراغتان می آید. آنچه این مـرحله را فاجعه آمیز می کند نوع رابـطه ای است که بین زوجین وجود دارد به این ترتیب که همه چیز خوب و مرتب به نظر می رسد و طرفین به ظاهر زندگی خوبی در کنار یکدیـگر دارند؛اما در واقـع بسیاری از استعدادها و مهارت های عاطـفی خود را فراموش کرده اند و به یک نیمه مرده ماشینی تبدیل شده اند که زندگی محدود و بی طراوتی را دنبال می کند و خبر بد این است که در این مرحله خود فـرد هم احساس می کند که خوشبـخت است و زندگی خوبی دارد غـافل از اینـکه بسیاری از قسـمت های وجـودش در حالت نیمه خاموش به سر می برد.هر دو طرف در این مرحله یاد گرفته اند چه انتطاراتی را نداشته باشند.
در انتهای سخن عده زیادی از ما در مراحلی یا در همه زندگی خود درگیر این مرگ عاطفی می شویم اما علاج کار در کـجاست؟ مسلماً در رو راست بـودن با خـود و دیـگران و پیـام مخـالفـت ها در همان زمـان شکل گیری و ابــراز ناراحتی و رنجش ها در مرحله بعد.در کنار پرورش این عادت پسندیده، فراگیری و تمرین مهارت های حل مساله و گفتگوی مـعطوف به نتیجه عینی و موثر نیز باید در دستور کار قرار گـیرد.اگر در حـال حاضـر درگیر این مـرحله هستید، وضعیت خود را کامل تشریح کنید و با در نظر گرفتن هدف های کوچک و دست یافتنی قدم به قدم از مرگ عاطفی خود فاصله بگیرید.مهمترین قدم پذیرش واقعیت وجود اشکال در زندگی تان است زیرا بزرگی می گوید:
"زمانی که آگاهی به وجود می آید،تغییر آغاز می شود."

منبع: مجله مهندسی مدیریت
گردآورنده: نازنین مسعودی



( 2905 بازديد از این مقاله )

تعداد بازديدكنندگان: 828314

تعداد اخبار: 54
تعداد مقالات: 26


عضویت در خبرنامه:
RSS خبرخوان

مطالب خواندنی
معرفی محصولات فرهنگی
آموزش آشپزی گیاهی
فرم آیورودا



Powered by: Erana تمامي حقوق اين سايت متعلق به موسسه نواي طلوع مهر مي باشد
صفحه اصلي| بازخورد | لينك به ما